السيد محمد حسين الطهراني
93
معاد شناسى (فارسى)
فَرَأَيْتُ فِيهَا قِيعَانَ وَ رَأَيْتُ فِيهَا مَلَآئِكَةً يَبْنُونَ لَبِنَةً مِنْ ذَهَبٍ وَ لَبِنَةً مِنْ فِضَّةٍ ، وَ رُبَمَا أَمْسَكُوا . فَقُلْتُ لَهُمْ : مَا بَالُكُمْ قَدْ أَمْسَكْتُمْ ؟ ! فَقَالُوا : حَتَّى تَجِيئَنَا النَّفَقَةُ . فَقُلْتُ : وَ مَا نَفَقَتُكُمْ ؟ ! قَالُوا : قَوْلُ الْمُؤْمِنِ : سُبْحَانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إلَهَ إلَّا اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ ؛ فَإذَا قَالَ بَنَيْنَا ، وَ إذَا أَمْسَكَ أَمْسَكْنَا . « در آنجا ديدم زمينهائى را كه در آنها فرشتگان ، با يك خشت از طلا و يك خشت از نقره مشغول ساختمان بودند ؛ و چه بسا مىشد كه آنها دست از كار مىكشيدند . من به آنان گفتم : به چه علّت شما از كارتان دست برميداريد ؟ ! آنان گفتند : دست بر ميداريم تا به ما نفقه و مصالح ساختمانى برسد . من گفتم : نفقهء شما چيست ؟ ! آنان گفتند : گفتار مؤمن كه ميگويد : سُبْحَانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إلَهَ إلَّا اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ ؛ چون بگويد ، ما مشغول ساختمان مىشويم و چون از گفتن دست بردارد ما هم از ساختن دست بر ميداريم . » و رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند : چون پروردگار من ، مرا به آسمانهاى هفتگانه سير داد و بدانجا برد ، جبرائيل دست مرا گرفت و بر روى يك فرش مَخملى از فرشهاى مخملى بهشت نشاند ، و يك دانه بِه ، به من داد . من آن به را به دو نيمه شكافتم ، كه ناگاه يك حوريّه از ميان آن بيرون آمد و در مقابل من برخاست و گفت : السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ !